X
تبلیغات
رایتل
 
خر صورتی
اگر چیزی را که لازم نداری بخری ٬به زودی آنچه را که لازم داری می فروشی*بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا*
صفحه نخست                  نسخه موبایل                  عناوین مطالب                  تماس با من
نوشته شده توسط سعیده در تاریخ چهارشنبه 9 آذر 1390 :: 07:22 ب.ظ

یه ماه پیش با مدرسه رفتیم یزد !

واقها بهمون خوش گذشت

خیلی.....

وقتی داشتیم می رفتیم زندان اسکندرو ببینیم کلی دیوار نوشته دیدیم که از همش عکس گرفتیم!

یکی را دوس دارم اما افسوس...

دل نسوزون که سوزوندنش کار ها می کند...

آخه چرا...!

و....

از این قبیل جمله ها ...!

دوستم توی سفرنامش نوشته بود:

فک می کنین اگه بازم برگردیم به یزد این مجنون به لیلیش رسیده؟؟؟؟

 بگذریم!

نمی دونم با مدرسه مسافرت رفتین یا نه!  

اصفهانی پارسال رفتیم هم خوش گذشت اما یزد امسالمون یه چیز دیگه بود! 

می تونم بگم امسال واقعا بچه ها و معلما رو شناختم! 

 

 

راستشو بخواین خودمم نمی دونم چرا اینا رو نوشتم!نوشتم دیگه!



نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 242460