X
تبلیغات
رایتل
 
خر صورتی
اگر چیزی را که لازم نداری بخری ٬به زودی آنچه را که لازم داری می فروشی*بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا*
صفحه نخست                  نسخه موبایل                  عناوین مطالب                  تماس با من
نوشته شده توسط سعیده در تاریخ سه‌شنبه 21 تیر 1390 :: 07:52 ب.ظ

سلام! 

۵شنبه ی این هفته ساعت ۱۲ و نیم شب داشتیم از سر یکی از چهارراه های شمال تهران رد می شدیم! پشت چراغ قرمز وایستاده بودیم! یه دختربچه ی ۶-۷ ساله اونجا بود!  

اینقدر قدش کوتاه بود که نمی تونست با دستمالش شیشه ها رو پاک کنه! فقط می تونست شیشه ی چراغای ماشینا رو پاک کنه! 

نیگاش که می کردی خیلی مظلوم بود! معلومه که همه فک می کنن که اگه پولی بهش بدن خرج مواد و .... میشه واسه بقیه! 

همون موقع از خودم پرسیدم: چرا این باید با این سنش کار کنه؟؟؟ اونم این موقع شب؟!؟!؟ 

من که جوابی جز اجبار پیدا نکردم!  

شماها چی فک می کنین!!!!  

 

 

~£~£~£~£~£~£~£~£~£~£~£~£~£~£~£~   

 

پ.ن: من عاشق بارونم!  

از بچگیم هر وقت که بارون میومد داشتم تو حیاط خونمون زیر بارون می دویدم و شعر می خوندم! مامان بزرگمم از طبقه ی خودش میومد و باهام حرف می زد یا نمازشو تو بالکن می خوند!

وقتی بارون میاد اگه تو ماشین باشم حتما پنجره رو می کشم پایین ! که البته همه ی خونواده دعوام می کنن که ماشین خراب شد یا سرده بده بالا پنجره رو! 

ولی من نمیدم! 

تو اون لحظه اگه دقت کنین! همه ی پنجره های ماشینا بالاست!  

نمی دونم چرا مردممون الکی لاف می زنن که ما عاشق بارونیم! یا عاشق اینیم که زیر بارون بدون چتر راه بریم! ولی وقتی بارون میاد پنجره هاشون بسته است! 

به نظر شماها چرا؟!؟!؟!؟



نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 242532